بخش های زندگی امام علی علیه السلام / 1- از ولادت تا بعثت پيامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم
در آغوش پيامبر
على(ع)
در اين دوره كه دوره حساس شكلگيرى شخصيت و دوره پذيرش تربيتى و روحى او
بود، در خانه حضرت محمد (ص) و تحت تربيت او به سربرد. مورخان اسلامى در
اين زمينه مىنويسند:
يك سال، قحطى بزرگى در مكه رخ داد. در آن زمان ابوطالب عموى پيامبر داراى عائله زياد و هزينه سنگينى بود. حضرت محمد (ص )به عموى ديگر خود «عباس» كه از ثروتمندترين افراد بنى هاشم بود، پيشنهاد كرد كه هر كدام از ما يكى از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببريم تا فشار مالى ابوطالب كم شود، عباس موافقت كرد، و هر دو نزد ابوطالب رفتند و موضو(ع) را با او در ميان گذاشتند. ابوطالب با اين پيشنهاد موافقت كرد. در نتيجه عباس، «جعفر» و حضرت محمد ص «على» را به خانه خود برد. على (ع) همچنان در خانه آن حضرت بود تا آنكه خداوند او را به نبوت مبعوث فرمود و على (ع) او را تصديق كرد و از او پيروى نمود.(1) پيامبر اسلام (ص) پس از گرفتن على (ع) فرمود: همان را برگزيدم كه خدا او را براى من برگزيد.(2)
از آنجا كه حضرت محمد (ص) در سنين كودكى - پس از درگذشت عبدالمطلب - در حانه عمويش ابوطالب و تحت كفالت او بزرگ شده بود، مىخواست با تربيت يكى از فرزندان او، زحمات وى و همسرش فاطمه بنت اسد را جبران كند و از ميان فرزندان او نظر به على (ع) داشت
على (ع) در دوران خلافت خود، در خطبه «قاصعه» به اين دوره تربيتى خود اشاره نموده و مىفرمايد:
«شما (ياران پيامبر) از خويشاوندى نزديك من با رسول خدا و موقعيت خاصى كه با آن حضرت داشتم آگاهيد و مىدانيد موقعى كه من خردسال بودم، پيامبر مرا در آغوش مىگرفت و به سينه خود مىفشرد و مرا در بستر خود مىخوابانيد به طورى كه من بدن او را لمس مىكردم، بوى خوش آن را مىشنيدم و او غذا در دهان من مىگذارد
من همچون بچهاى كه به دنبال مادرش مىرود، همه جا همراه او مىرفتم، هر روز يكى از فضائل اخلاقى خود را به من تعليم مىكرد و دستور مىداد كه از آن پيروى كنم.»(3)
على (ع) در غار حرأحضرت
محمد (ص) پيش از آنكه به رسالت مبعوث شود، سالى يك ماه در غار حرأ به
عبادت مىپرداخت (4)و در اين مدت اگر تهيدستى نزد وى مىرفت به او طعام
مىداد و وقتى كه ماه به پايان مىرسيد و مىخواست به خانه برگردد، ابتدأا
به مسجدالحرام مىرفت و هفت بار يا هر قدر كه خدا مىخواست خانه خدا را
طواف مىكرد و سپس به منزل خود باز مىگشت. (5)
قرائن نشان مىدهد كه حضرت محمد (ص) با عنايت شديدى كه نسبت به على (ع) داشت او را در آن يك ماه همراه خود به حرأ مىبرد
وقتى كه فرشته وحى براى نخستين بار در همان غار بر حضرت محمد (ص) نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، على (ع) در كنار آن حضرت بود و آن روز از همان ماهى بود كه حضرت محمد (ص) براى عبادت به كوه حرأ مىرفت
على (ع) در خطبه «قاصعه» در اين باره مىفرمايد:
«پيامبر هر سال در كوه حرأ به عبادت مىپرداخت و جز من كسى او را نمىديد...هنگامى كه وحى بر آن حضرت نازل شد، صداى ناله شيطان را شنيدم، به رسول خدا عرض كردم: اين ناله چيست؟ فرمود: اين ناله شيطان است و علت نالهاش اين است كه او از اينكه در روى زمين اطاعت شود، نااميد گشته است. آنچه را من مىشنوم تو نيز مىشنوى و آنچه را مىبينم تو نيز مىبينى جز اينكه تو پيامبر نيستى، بلكه وزير (من) و بر خير و نيكى هستى.» (6)
اين گفتار گر چه مىتواند مربوط به عبادت پيامبر در حرأ در دوران پس از رسالت باشد، ولى قرائن گذشته و اينكه عبادت پيامبر در حرأ غالبا قبل از رسالت بوده است، نشان مىدهد كه اين گفتار مربوط به دوران قبل از رسالت پيامبر اسلام (ص) باشد. در هر حال پاكى روح على (ع) و تربيتهاى پيگير پيامبر سبب شد كه او در همان دوران كودكى با قلب حساس، ديده نافذ و گوش شنوا، چيزهايى را ببيند و اصواتى را بشنود كه براى مردم عادى ديدن و شنيدن آنها ممكن نيست.
ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغه مىنويسد:
«در كتب صحاح روايت شده است كه وقتى جبرئيل براى نخستين بار بر پيامبر نازل گرديد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، على (ع) در كنار پيامبر اسلام بود.»(7)
از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: «على (ع) پيش از رسالت پيامبر اسلام ص همراه آن حضرت نور نبوت را مىديد و صداى فرشته را مىشنيد. پيامبر اسلام (ص) به او مىفرمود: اگر من خاتم پيامبران نبودم، تو شايستگى مقام نبوت را داشتى ولى تو وصى و وارث من، سرور اوصيأ و پيشواى پرهيزگاران هستى.»(8)