داستان رانده شدن ابلیس

شیطان رجیم (رانده شده) سجدهروزگاریست شیطان داستان خلقت آدم و سجده ی فرشتگان و ابلیس بر او در آیات مختلف قرآن وجود دارد؛ متن زیر تقریباً برگرفته از تمامی این آیات است؛ در آیه های 26 تا 48 حجر و 72 تا 85 صاد بصورت مفصّل؛ و در آیه های 61 تا 65 اسراء، 11 تا 13 اعراف، 16 طه و 50 کهف بصورت اجمالی.

1. ترتیب داستان آدم و فرشتگان و شیطان در قرآن چگونه است؟

2. علت اعتراض ملائکه به خلقت آدم و پاسخ خداوند به آن ها چه بود؟ (هدف از آفرینش انسان چیست؟)

3. کیفیت آفرینش انسان (مادی و معنوی) چگونه بود؟

4.چرا ابلیس بر آدم سجده نکرد؟

5. نخستین نژادپرست کیست؟

6. چرا خداوند به شیطان مهلت داد؟ شیطان قَسَم خورد چه کار کند و خدا چطور؟

7. شیطان بر چه کسانی تسلط ندارد؟ شیوه، ابزار چیست و چه کسانی لشگریان شیطان هستند؟

8. اگر ابلیس حریف بندگان برگزیده نمى ‏شود، پس وسوسه آدم بر خوردن از درخت ممنوعه چه بود؟

9. منظور از لشگریان شیطان و شریک شدن او در اموال و اولاد آدمیان چیست؟

10. منظور از "اسماء" چیست که خداوند همه ‏ى اسماء را به آدم آموخت؟

11. آیا سجده ی فرشتگان بر آدم، شِرک نیست؟

برای یاقتن پاسخ این این سوالات و مطالعه ی داستان رانده شدن ابلیس، به "ادامه ی مطلب" بروید.

ادامه نوشته

قرآن (43): انتخاب بهترین دستورات‏

وَاتَّبِعُواْ أَحْسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم...

و از بهترینِ آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است پیروى كنید. (زمر 55)

   خداى سبحان در قرآن كریم مى‏ فرماید: همه‏ ى دستورات ما زیباست، ولى شما از میان آن‏ ها زیباترین را انتخاب كنید.

عدالت زیباست، ولى شما بكوشید بالاتر از عدالت قدم بردارید كه آن احسان است؛ «إِنَّ اللَّهَ يَأمُرُ بِالْعَدلِ وَالْإِحسان». عدل آن است كه انسان، متجاوز به عرض و جان و مال خود را بسزاى مناسب و معادل با میزان تجاوز برساند؛ «فَمَنِ اعْتَدى‏ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَيْكُمْ» (بقره 194)، اما اگر او گناه و لغزش او بگذرد، احسن و بالاتر از عدل عمل كرده است.

از این رو خداوند مى‏ فرماید: «ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَينَكَ وَ بَينَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِيم» (فصلت 34)؛ بدى را با خصلتى برتر و نیكوتر دفع كن تا آن كه دشمن كینه ‏توز، با عفو شما، دوست حمیم و رفیق گرم شما شود.

 در همین زمینه مى ‏فرماید: «وَقُل لِّعِبَادِى يَقُولُواْ الَّتِى هِىَ أَحسَنُ» (اسراء 53)؛ به بندگانم بگو: هنگام سخن گفتن، بلكه هر رفتارى، نه تنها بد نگویند و زشتى نكنند، بلكه نیكوترین سخن و بهترین شیوه را انتخاب كنند؛

و در آیه ی 18 زمر: «الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» آنان كه سخن را با دقّت مى ‏شنوند و بهترین آن را پیروى مى ‏كنند. یعنى در گفتار «أحسن الأقوال» و در رفتار «أحسن الأفعال» را برگزینند.

قرآن (42): چهار بال اخلاق: عَفو، صَفح، غفران و رحمت

عفو: اولین گام «عفو» است كه معناى آن گذشت و صرف نظر كردن از انتقام و تلافى است. كسى كه عفو مى‏ كند، ظاهراً صرف نظر كرده است، اما معلوم نیست كدورت و رنجش قلبى‏ اش بصورت اخم و ترشرویى در چهره‏ اش ظاهر نشود.

صَفح: «صفح» گام تكامل یافته‏ تر عفو است كه آثار رنجش را از صفحه‏ ى صورت و دل پاک مى‏ كند.

غفران: از این كامل‏ تر مرحله‏ اى است كه بجاى تلافى و انتقام به كسى كه به ما ستم كرده، احسان و انفاق كنیم كه این گام را «غفران» مى ‏نامند و دست یازیدن بدان بسیار سخت است.

رحمت: گام دیگر به عالى‏ ترین مرحله‏ ى انسانیت و اخلاق مانده و آن هم «رحمت» است. رحمت یعنى دلسوزى و كمک و مساعدت به محتاج. در این مرحله به كسى كه به ما بدى كرده، خوبى مى‏ كنیم، بلكه به حال وى دلسوزى مى‏ كنیم كه چرا مكارم اخلاق محروم شده و مرتكب اعمال ناشایست شده است؛ مانند مالک اشتر که به مسجد رفت و برای شخصی که به او بی ادبی کرد دعا نمود.

 در این زمینه به آیات زیر توجه كنید:

- در رابطه با همسر و فرزندان؛ «وَإِن تَعفُوا وَتَصفَحُوا وَتَغفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم» و اگر (آزار و خطایشان را) عفو كنید و چشم بپوشید و درگذرید، پس (بدانید كه) خداوند آمرزنده مهربان است. (تغابن 14)

- دعا به درگاه خدا؛ «وَاعفُ عَنَّا وَاغفِر لَنا وَارحَمنا» و از ما درگذر و ما را بیامرز و در رحمت خود قرارده (بقره 286)

- وظیفه‏ ى توانگران در برابر تهى ‏دستان؛ «وَلْيَعْفُواْ وَلْيَصْفَحُواْ أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » بلكه باید عفو و گذشت نمایند و از آنان درگذرند. آیا دوست ندارید كه خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است. (نور 22)

- وظیفه‏ ى پیامبر در برابر اهل كتاب؛ «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ‏» پس، از آنان درگذر و از لغزش‏ هایشان چشم بپوش؛ همانا خداوند نیكوكاران را دوست مى ‏دارد. (مائده 13)

قرآن (41): ده دستور مهم اخلاقى در مقابله با مخالفان  

اُدْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ..._ وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ... _ ‏ وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ... _ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ...

(اى پیامبر مردم را) با حكمت و پند نیكو، به راه پروردگارت بخوان... _ و اگر عقوبت مى‏ كنید چنان عقوبت كنید كه شما را مجازات كردند _ (و اى پیامبر) صبر پیشه كن و صبر تو جز (به یارى و توفیق) خداوند نیست... _ زیرا خداوند با كسانى است كه تقوى پیشه كردند... (آیات 125 تا 128 نحل)

در آیات 125 تا 128 سوره ی نحل، یک سلسله دستورات مهم اخلاقی از نظر برخورد منطقی و طرز بحث، چگونگی کیفر و عفو نحوه ی ایستادگی در برابر توطئه ها و مانند آن بیان شده است که كه مى ‏توان آن را اصول تاكتیكى و روش اسلامى مبارزه با مخالفان نام‏گذارى كرد و به صورت قانون كلى در هر زمان و در همه جا از آن استفاده كرد:
1- دعوت به سوى خداوند از راه حكمت (منطق و استدلال صحیح)؛ «أدع إلى سبیل ربّك بالحكمة».
2- دعوت به سوى خداوند از راه موعظه ‏ى نیكو؛ «و الموعظة الحسنة».
3- مناظره و بحث كردن با مخالفان به طریقى نیكو؛ «وَجادِلْهُم بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ».
4- اگر این سه روش مؤثر واقع نشد و كار از این فراتر رفت و درگیرى حاصل شد، آن‏ ها دست به تعدّى و تجاوز زدند، دستور مقابله به مثل مى ‏دهد، نه بیش تر؛ «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به».
5- ولى اگر شكیبایى پیشه كنید و عفو و گذشت داشته باشید، این كار براى شكیبایان بهتر است؛ «وَ لَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّبِرِينَ».
6- این عفو و گذشت و صبر و شكیبایى در صورتى اثر قطعى مى ‏گذارد كه بدون هیچ چشم داشتى انجام پذیرد؛ یعنى قربة الى اللّه باشد؛ «و اصبر و ما صبرك الاّ باللّه».
7- هر گاه تمام این زحمات در زمینه‏ ى تبلیغ و دعوت بسوى خدا تأثیر نكرد، باز نباید مأیوس شد و یا بى ‏تابى و جزع كرد، بلكه باید با حوصله و خونسردى همچنان به تبلیغ ادامه داد. از این رو، در هفتمین دستور مى ‏گوید: بر آن‏ ها اندوهگین مباش؛ «وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ».
8- با تمام این اوصاف، باز ممكن است دشمن لجوج، دست از توطئه برندارد و به طرح نقشه‏ هاى خطرناک بپردازد، از این رو، دستور مى ‏دهد از توطئه ‏هاى آن‏ ها نگران مباش و محدود نشو؛ «وَلَا تَكُ فِى ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ‏».
 در پایان به نهمین و دهمین دستور اشاره كرده و مى ‏گوید:
9- خدا با كسانى است كه تقوا پیشه مى ‏كنند؛ «إنّ الله مع الّذین اتّقوا»؛ تقوا در همه‏ ى ابعاد و در مفهوم وسیعش، از جمله تقوا در برابر مخالفان؛ یعنى حتى در برابر دشمن باید اصول اخلاق اسلامى را رعایت كرد. با اسیران معامله‏ ى اسلامى كرد، با منحرفان رعایت انصاف و ادب كرد، از دروغ و تهمت پرهیز كرد و... .
 10- خداوند با كسانى است كه نیكوكارند؛ «وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ‏». احسان و نیكى اگر به موقع و در جاى خود انجام گیرد، یكى از بهترین روش ‏هاى مبارزه است و تاریخ اسلام پر است از مظاهر این برنامه. رفتارى كه پیامبر بعد از فتح مكه با مشركان مكه كرد، معامله ‏اى كه پیامبر صلى الله علیه و آله با وحشى، قاتل حمزه كرد و او را بخشید و قصاص نكرد. چنان كه در بعضى از روایات مى ‏خوانیم كه این آیات در جنگ احد نازل شده است.

قرآن (40): برخوردهای مثبت نسبت به جبهه و جهاد

گروهی برای رفتن به جهاد هجرت می کنند:

وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُواْ أَوْ مَاتُواْ لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً...

و كسانى كه در راه خدا هجرت كنند، سپس كشته شوند یا بمیرند قطعاً خداوند رزق نیكویى به آنان خواهد داد. (حج 58)

و گروه دیگری به استقبال جبهه و جهاد می روند و از اینکه توفیق حضور در صحنه را پیدا نکردند، ناراحت هستند:

... وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنَاً أَلَّا يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ

...در حالیكه چشمان شان از اندوه، اشكبار بود كه چرا چیزى ندارند كه خرج جهاد كنند. (توبه 92)


قرآن (39): سرّ نام گذاری عرفات

فَإِذَآ أَفَضْتُمْ مِّنْ عَرَفَتٍ فَاذْكُرُواْ اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعِرِ الْحَرَامِ

پس چون از عرفات كوچ كردید، خدا را در مشعرالحرام یاد كنید. (بقره 198)

   عرفات بيابان وسيعى است در چهار فرسخى مكه كه حاجيان، ظهر تا غروب روز نهم ذى الحجّه را در آنجا مى مانند.

در نام گذارى اين سرزمين به عرفات جهات گوناگونى ذكر شده است. مرحوم طبرسى شش جهت و فخر رازى ده جهت را بيان كرده است كه به برخى از آن اشاره مى شود:

1. حضرت ابراهيم عليه السلام در اين روز، به آنچه قبلاً براى او توصيف شده بود، معرفت و شناخت پيدا كرد.
2. حضرت آدم عليه السلام و حوا در اين مكان اجتماع پيدا كردند و يكديگر را شناختند، پس از آنكه از هم جدا بودند.
3. به مناسبت رفعت و عُلُُوّ مكان، اين محل بدين اسم ناميده شده است.
.4 آنجا جبرئيل مناسك حج را به ابراهيم تعليم داد و ابراهيم عليه السلام به او گفت:
عَرِفتُ عَرِفتُ، شناختم شناختم.
5. عرفه مشتق از اعتراف است. زيرا حجاج هنگام وقوف در آن به عظمت و جلال الهى، و به فقر و ذلّت خود اقرار مى كنند و گفته شده كه حضرت آدم عليه السلام و حوّا در اينجا وُقوف كردند و گفتند:
رَبَّنَا ظَلَمْنَآ أَنفُسَنَا پروردگارا! ما بر خویشتن ستم کردیم (اعراف 23)

قرآن (38): قسمتی از اسرار سعی بین صفا و مَروه

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَآئِرِ الله

همانا صفا و مروه، از شعائر (نشانه های) خداست. (بقره 158)

کوه صفا و مروه به ما درس های زیادی می دهد:

1- برای احیای نام حق و بدست آوردن عظمت آیین او، همگان حتی کودک شیرخوار باید تا پای جان بایستد.

2- در ناامیدی ها بسی امید است؛ هاجر، مادر اسماعیل، در جایی که آبی به چشم نمی خورد تلاش کرد، خدا هم از راهی که تصور نمی کرد او را سیراب کرد؛ و جالب اینکه باید تمام حاجیان در این نقطه سعی (جنب و جوش) داشته باشند به یاد این بانوی گرانقدر.

3- روزگاری بر سر آن دو کوه بت هایی نصب بود، اما امروز بر اثر فعاليت هاى پى گير پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله شب و روز در دامنه اش بانگ "لا اله الاّ اللّه" طنين انداز است.

4- قدر اين آيين و مركز توحيد را بدانيد. افرادى خود را تا لب پرتگاه مرگ رساندند تا اين مركز توحيد را امروز براى شما حفظ كنند.

5- صفا و مروه كلاس خداشناسى است كه چگونه اراده ى او اين همه انسان را با آن همه اختلاف ، در يک لباس و يک جهت جمع مى كند؟ كلاس پيامبر شناسى است كه چگونه ابراهيم، آن پيامبر الهى براى انجام فرمان خداوند، زن و بچه اش ‍ را در آن بيابان تنها گذاشت ، و نيز كلاس انسان شناسى است كه چگونه انسان مى تواند در لحظاتى اعمالى را انجام دهد كه تا ابد آثار آن باقى باشد؟

6- به فرموده ی پیامبر صلی الله علیه و آله بايد ياد خدا در آنجا بپا داشته شود.

7- به فرموده ی امام علی علیه السلام سعی بین صفا و مروه مایه ی ذليل شدن متكبران و جبّاران است.

قرآن (37): امتیازات خانه ی کعبه

امتیازات کعبه مکهإِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَهُدىً لِّلْعَلَمِينَ‏

فِيهِ ءَايَتٌ بَيِّنَتٌ مَّقَامُ إِبْرَ هِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ ءَامِناً

همانا اوّلین خانه‏ اى كه براى (عبادت) مردم مقرّر شد، همان است كه در سرزمین مكّه است، كه مایه‏ ى بركت و هدایت جهانیان است. _ در آن (خانه) نشانه‏ هاى روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است و هر كس به آن درآید، در امان است. (آل عمران 96 و 97)

امتیازهای گوناگون کعبه:

1. نخستین پرستشگاه برای مردم (وُضِعَ النّاس)

2. یکی از پربرکت ترین سرزمین های جهان (مُبارَکاً)؛ این سرزمین هم دارای برکات و منافع مادی است (يُجْبَى‏ إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِ‏ّ شَىْ‏ء؛ قصص 57) و هم دارای برکات معنوی که عبادت در آنجا ثواب بیش تری دارد.

3. مایه ی هدایت جهانیان: (هُدىً لِّلْعَلَمِين)، چون قبله ی همه است، همانند قرآن کریم که وسیله ی هدایت همه ی مردم است (هُدیً لِلنّاس بقره؛ 185) تا به حال افراد فراوانی در پرتو زیارت خانه ی خداوند هدایت یافته اند.

4. دارای نشانه های روشنی از خدا. از میان این نشانه ها، مقام ابراهیم به جهت اهمیتش جداگانه ذکر شده است: (فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبراهیم)؛ بر پایه ی روایات، مقام ابراهیم علیه السلام همان سنگی است که به هنگام ساختن کعبه و بالا بردن دیواره های آن، زیر پای حضرت ابراهیم علیه السلام قرار داشت و اثر پای آن حضرت روی آن مانده است.

5. مایه ی آرامش روح و امنیت اجتماع (وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ ءَامِناً). در امنیت این سرزمین همین بس که هرگونه جنگ و مبارزه در آنجا ممنوع است، حتی اگر قاتل و جانی به آنجا پناهنده شود، نمی توان متعرّض او شد، چه اینکه حیوانات نیز از هر نظر باید در امنیت بسر ببرند (البته این امنیت حکم تشریعی است و تا جای ممکن باید به آن عمل شود).

لازم به ذکر است که این امنیت، تشریعی است نه تکوینی؛ یعنی هر كس به حرم پناهنده شد، تا زمانی كه در آن جاست، بايد به او امنيت داد و این حکم از دوران پیش بوده است؛ نه اینکه خانه ی کعبه از فتنه ها و آشوب ها در امان باشد، زیرا به شهادت تاریخ آشوب ها و درگیری های فراوانی در آن رخ داده است. همچنین در قرآن آمده:  (به یاد آور) زمانى را كه ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر (مكه) را امن قرار ده وَإِذْ قَالَ إِبْرَهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ ءَامِناً (ابراهیم 35)

6. مرکز پایداری و قیام مردم (قیاماً لِلنّاس؛ مائده 97)

7. خانه ی آزاد و رهاشده از قید و بند و ملکیت (بِالْبَيتِ الْعَتِيق؛ حج 29)

8. خانه ی پاک و پاکیزه (أَنْ طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِين؛ بقره 125)

9. بانی کعبه ابراهیم علیه السلام (وَإذْ يَرْفَعُ إِبْرَهِيمُ القَوَاعِدَ مِنَ البَيْت؛ بقره 127)


قرآن (36): حجّ اکبر

وَأَذَنٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ

(و این آیات، اعلامى است) از سوى خدا و پیامبرش (به مردم) در روز حجّ ‏اكبر (عید قربان یا روز عرفه) (توبه 3)

   مفسران در تعیین روز "حج اکبر" اختلاف نظر دارند، اما بنا به روایات اهل سنت و شیعه منظور از آن روز دهم ذی الحجه و عید قربان و به تعبیر دیگر "یوم النحر" است.

   چرا آن روز را "اکبر" گفته اند؟ زیرا در آن سال همه ی گروه ها اعم از مسلمانان و بت پرستان (طبق سنتی که از قدیم داشتند) در مراسم حج شرکت کرده بودند، ولی این کار در سال های بعدی ممنوع شد.

   شاید راز توصیف به "اکبر" این باشد که مراسم حج (واجب) در مقابل مراسم عمره است که "حج اصغر" نامیده می شود، این تفسیر نیز در بعضی از روایات آمده است و هیچ مانعی ندارد که هر دو علت توأمان سبب این نامگذاری شده باشد.


قرآن (35): طهارت ظاهری و باطنی در حج

ثُمَّ لْيَقْضُواْ تَفَثَهُمْ...

(زائران خانه خدا در روز عید قربان كه قربانى كردند) سپس باید آلودگى خود را بر طرف سازند... (حج 29)

امام صادق علیه السلام جمله ی فوق را به "ملاقات با امام" تفسیر کرد و هنگامی که راوی از این مسأله توضیح خواست (قبلاً فکر می کرد که منظور گرفتن ناخن، تمیزی بدن و... است) امام فرمود: قرآن ظاهر و باطنی دارد؛ یعنی مسأله ی ملاقات امام در اینجا مربوط به باطن آیه است.

در عصر حاضر منظور از امام، امام زمان علیه السلام است و تجدید بیعت با ایشان.

حدیث امام باقر علیه السلام درباره ی حج