قرآن (16): معجزه ی قرآن؛ نسبت 7 به 1 زیتون و انجیر

والتین والزیتون. وَطُورِ سِينِينَ *. وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِین.  لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ. ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ.

به انجير و زيتون سوگند. و به طور سينا سوگند. و به اين شهر (مكّه) امن سوگند. همانا ما انسان را در بهترين قوام و نظام آفريديم. سپس او را به پايين‏ ترين مرحله بازگردانديم. (تين 1 تا 5)

   خداوند در سوره ی "تین"(انجیر) به این میوه قسم خورده است و دانشمندان دین پژوه می گویند، احتمالاً علت آن است که انجیر، یکی از میوه های همه چیز تمام است و کلکسیونی از املاح و ویتامین ها دارد؛ لذا مورد توجه خاص قرآن قرار گرفته است. اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان شدن یک تیم تحقیقاتی ژاپنی شده است.

قصه از اینجا شروع شد که یک گروه پژوهشی ژاپنی، در بین مواد خوراکی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان کم، در مغز انسان و حیوانات تولید می شود. این پروتئین، کاهش دهنده ی کلسترول خون و مسئول تقویت قلب و شجاعت انسان است و بازتولیدش بعد از ۶۰ سالگی تعطیل می شود.

ژاپنی ها فهمیدند که این ماده فقط در انجیر و زیتون موجود است و برای تامین آن، باید انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد. بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری نامه ای به این تیم تحقیقاتی می نویسد و اعلام می کند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به انجیر و زیتون در کنار هم قسم خورده. نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون هفت بار در قرآن آمده است!!!

انجیر یک بار در آیه ی اوّل تین آمده و به زیتون شش بار بطور مستقیم (99 انعام، 141 انعام، 11 نحل، 35 نور، 29 عبس، 1 تین) و یک بار بطور غیرمستقیم  (20 مؤمنون؛ درخت زیتون) اشاره شده است.

* طور سینا مرکز اصلی رویش درختان زیتون است.

    برگرفته از:  rohama.org/fa   bmsu.ac.ir   tebyan.net

خواص زیتون           خواص انجیر

قرآن (15): آيا حج پيش از اسلام هم وجود داشته؟

عَلَى‏ أَن تَأْجُرَنِى ثَمَانِىَ حِجَجٍ

بر اين (شرط) كه هشت سال براى من كار كنى. (قصص 27)

   حلبی گويد: از امام صادق عليه السلام سوال شد كه خانه ی كعبه را پيش از بعثت پيامبر اسلام صل االله عليه و آله هم آيا بعنوان "حج" زيارت می كردند؟

حضرت فرمود: آری! گواه قرآنی اين مطلب، گفتار شعيب عليه السلام است؛ آنگاه كه خواست دختر خود را به ازدواج موسی عليه السلام درآورد، گفت: مهريه ی او (دختر شعيب) اين است كه نفس خود را به مدّت هشت "حج" اجاره دهی و نگفت هشت سال.

نكته: وا‍ژه ی حج در لغتنامه ها "تكرار قصد، رستگار شدن و..." معنی شده است.

قرآن (14): اقسام وحی

وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِن وَرَآىِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَآءُ إِنَّهُ عَلِىٌّ حَكِيمٌ‏

و هيچ بشرى را نَسِزَد كه خداوند با او سخن گويد مگر از طريق وحى (كه بر قلب او نازل مى‏ شود) يا از پس پرده و حجاب يا آنكه فرستاده‏ اى (به نام فرشته) فرستد، پس به اذن او هر چه بخواهد وحى كند. همانا او والا مرتبه و با حكمت است. (شوری 51)

   وحی بصورت های گوناگون بر پيامبران نازل می شد:

1) إِلَّا وَحْياً؛ در اينگونه وحی، هيچگونه واسطه ای در ميان نيست و خداوند با پيامبر خود بدون هيچ واسطه و حجابی سخن می گويد؛ علامه طباطبايی (ره) در زير آيه ی فوق اين نوع وحی را مربوط به سخن گفتن خداوند با پيامبر دانسته كه حتّی جبرئيل نيز واسطه نبوده است. برخی از مفسران نيز می گويند: دو آيه ی آخر "بقره" را پيامبر اكرم صل الله عليه و آله در شب معراج بلاواسطه دريافت كرده است.

2) أَوْ مِن وَرَآىِ حِجَابٍ؛ گرچه در اين قسم از وحی واسطه وجود داشته، ولی واسطه، خود وحی نمی كرده، بلكه وحی از ماورای آن نازل می شد:

     الف- گاهی پيامبر حقايقی را در عالم رؤيا متوجه می شد؛ مانند حضرت ابراهيم عليه السلام كه به اين شيوه فرمان يافت فرزندش اسماعيل را ذبح كند.

 فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ قَالَ يَا بُنَىَّ إِنِّى  أَرَى‏ فِى الْمَنَامِ أَنِّى  أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى

پس چون نوجوان در كار و كوشش به پاى او رسيد، پدر گفت: اى فرزندم! همانا در خواب (چنين) مى ‏بينم كه تو را ذبح مى‏ كنم پس بنگر كه چه مى ‏بينى و نظرت چيست؟ (صافات 102)

     ب- گاهی وحی از راه امواج صوتی القا می شد؛ يعنی خدا با ايجاد صدا با پيامبر خود سخن می گفت؛ مانند سخن گفتن درخت با حضرت موسی عليه السلام كه درخت واسطه بود و خداوند از پس پرده با او سخن گفت.

 وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيماً

و به پيامبرانى كه پيش از اين داستان آنان را برايت باز گفته ‏ايم وپيامبرانى كه ماجراى آنان را براى تو نگفته‏ ايم نيز وحى كرديم و خداوند با موسى بصورت ويژه سخن گفت.(نساء 164)

3) أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا؛ در اين قسم وحی، پيک وحی فرامين الهی را بر قلب پيامبر نازل می كرد؛
عنی گاهی فرشته ی وحی بصورت خاصی تمثّل پيدا می كرد و پيامبر نيز با تمام وجود خود وحی را دريافت می كرد.

قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوّاً لِّجِبْرِيْلَ فإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللهِ

بگو: هركه دشمن جبرئيل باشد (در حقيقت دشمن خداست.) چرا كه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است، (بقره 97)

قرآن (13): هدف از نزول وحى

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى‏ بَِايَتِنَآ أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الْظُّلُمَاتِ إِلَى الْنُّورِ

همانا موسى را همراه معجزاتى (بسوى مردم) فرستاديم (و به او گفتيم:) قومت را از تاريكى‏ ها بسوى نور خارج ساز. (ابراهيم 5)

الر كِتَبٌ أَنزَلْنَهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَتِ إِلَى النُّورِ

الف، لام، را، (اين) كتابى است كه آن را بسوى تو نازل كرديم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاريكى‏ ها(ى شرک و جهل) بسوى نور (ايمان) خارج كنى. (ابراهيم 1)

   هدف از نزول وحی آن است كه انبيای الهی مردم را نورانی كنند؛ چنانچه در آيات فوق، حضرت موسی عليه السلام و حضرت محمد صل الله عليه و آله مورد خطاب خداوند قرار گرفتند.

قرآن (12): نعمت وحی و نبوّت

   ...وَيُعَلِّمُكُمْ مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ‏

...و آنچه نمى ‏توانستيد بدانيد، به شما ياد دهد. (بقره 151)

   انبيای الهی علومی را به انسان تعليم می دهند كه بدون وحی و رسالت، دسترسی به كلّيات و جزئيات آن سلسله از علوم و دانش ها ممكن نيست.

قرآن (11): آفرینش شگفت شتر

أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ* کَیْفَ خُلِقَت

آیا مردم در آفرينش شتر نمی نگرند که چگونه آفريده شده است؟" (غاشیه 17)

1. پوست سفت داخل دهان باعث می شود خار و خاشاک بخورد كه از نظر اقتصادی هم بصرفه است.

2. مژه های پرپشت و کیپ 

3. گوش های کوچک، پوشیـده از موهای پرپشـت و بهم چسبیده

4. سطح پهن پوسته ی مخاطی سوراخ بینی                  5. کوهان برای ذخیره ی انرژی

6. كمر باریک بخاطر كمتر در آفتاب سوختن                     7. كليه های بزرگ برای دخيره ی آب

8. پوست پشمی باریک و نرم                                      9. سلول های جاذب آب روده

10. وقتی ادرار می کند، دُم خود را می جنباند تا ادرار به پاها پاشیده و خنک شود.

11. شکم خیلی بزرگ برای ذخیره ی آب (تا 200 لیتر)       12. رگ های زیر پوست برای دفع بهتر گرما

13. تکیه گاه های (زانوها، آرنج ها، و سینه) از قِشر کلفتِ پوستِ مرده تشکیل شده؛ برای جلوگیری از زخم شدن در حالت نشستن

14. کف پای پهن با قشر شاخه ای برای فرو نرفتن در شن و ماسه، کمتر سوختن و تیزی نرفتن در آن

15. تغییر زیاد درجه حرارت بدن (بین 34 تا 42)؛ برای کمتر عرق کردن.

16. گردن او پله سوار شدن و اهرم بار برداشتن است.

17. می‌توان از مدفوع خشک شده شتر برای روشن کردن آتش استفاده کرد.

18. همچنین شتر، تنها حیوانی است که هم از گوشت آن استفاده می شود هم از شیر آن؛ هم برای سواری بکار می رود و هم برای باربری.

20. تنها حیوانی است که وقتی خوابیده است، بار سنگینی را بر او حمل می کنند و او با یک حرکت برمی خیزد.

21. شتر می تواند روزهای متوالی (حدود یک هفته الی ده روز) تشنه و گرسنه (حدود یک ماه) بماند.

22. شتر با تمام قدرتی که دارد، از رام ترین حیوانات است، بگونه ای که کودک خردسال نیز می تواند مهار یک شتر را در دست گرفته و آن را هدایت کند.

23. ذبح آن با دیگر جانوران حلال گوشت متفاوت است و آن را نَحر (بریدن گلو) می‌کنند و اگر سر آن را مانند گوسفند پیش از نحر ببرند گوشت آن حلال نیست.

* به شتر نر (جمل)، و به شتر ماده (ناقة) می گویند؛ نکته ی جالب اینجاست که در آیه ی فوق، از واژه ی "ابل" استفاده شده که هر دو جنس را در بر می گیرد.

برگرفته از "کتاب 1001 نکته از قرآن" و "سایت quranology.com" و...

ادامه نوشته

قرآن (10): روش شناخت پروردگار

   أَلَمْ تَرَ إِلَى‏ رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ

آيا به (قدرت) پروردگارت نمى ‏نگرى كه چگونه سايه را گسترده است؟ (فرقان 45)

   عموم مردم از مخلوق پی به خالق می بَرَند (برهان علّيت)، چنانكه قرآن كريم می فرمايد: "إِنَّ فِى خَلْقِ الْسَّمَوَ تِ وَالْأَرْضِ... لَأَيَتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛ همانا در آفرينش آسمان‏ ها و زمين... براى مردمى كه مى ‏انديشند، نشانه‏ هايى گوياست."؛

امّا برخی از انسان ها مانند انبيای الهی، خداوند را به خودش می شناسند، نه به غير او، و از صانع (سازنده) پی به مصنوع (ساخته شده) می برند؛ مثل آيه ی بالا كه اوّل بايد به (قدرت) خدا توجّه كرد بعد به سايه؛ نه اينكه از وجود سايه پی به (قدرت) خدا بُرد.

قرآن (9): اثبات یگانگی خدا؛ برهان تمانع

لَوْ كَانَ فِيهِمَآ ءَالِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا...

اگر در آسمان‏ ها و زمين خدايانى جز اللّه بود، قطعاً آن دو فاسد مى ‏شدند... (اَنعام 22)

...فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى‏ مِن فُطُورٍ

بار ديگر ديده باز كن، آيا هيچ شكافى مى‏ بينى؟ (مُلک 3)

   اگر پروردگارانی جز خدای متعال در آسمان ها و زمين باشند، بی ترديد هستی به فساد و تباهی كشيده می شود (قضيه شرطيه)؛ چون هيچ ناسازگاری و نارسايی (فساد) در جهان آفرينش به چشم نمی خورَد، پس خدايانی غير از خداوند متعال وجود ندارد. (بطلان تالی)

قرآن (8): برهان عام و فراگير بر توحيد

فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ الَّيْلُ رَءَا كَوْكَباً قَالَ هَذَا رَبِّى فَلَّمَا أَفَلَ قَالَ لَا اُحِبُّ الْأَفِلِينَ‏

پس چون شب بر او پرده افكند ستاره ‏اى ديد، گفت: اين پروردگار من است. پس چون غروب كرد، گفت: من فنا پذيران را دوست ندارم. (انعام 76)

   هدف حضرت ابراهيم عليه السلام از جمله ی "لَا اُحِبُّ الْأَفِلِينَ؛ من نابودشوندگان را دوست ندارم" تفهيم اين نكته بود: چيزی كه برای انسان باقی نمی مانَد و از نظر او غايب می شود، شايسته نيست كه انسان به آن دل ببندد. معبود بايد كسی باشد كه انسان بشكل فطری او را دوست داشته باشد.

اين برهان بگونه ای است كه تمامی اقشار مردم، خواص و عوام، آن را می فهمند و از سوی ديگر عام و فراگير است؛ زيرا غروب يعنی زوال هر چيزی پس از وجودش، و اين معنا درباره ی همه ی موجودات صادق است.

قرآن (7): اثبات وجود خدا؛ برهان علیت

أَمْ خُلِقُواْ مِنْ غَيْرِ شَىْ‏ءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ

آيا از هيچ آفريده شده ‏اند يا خود آفريدگار خويشند؟! (طور 35)

   این آیه، اشاره به برهان معروف علّیت دارد.

در کل چند حالت یا علت برای وجود جهان می توان در نظر گرفت:

1.بدون علت به وجود آمده است.

2.خود علت خویشتن است.

3.سایر مخلوقات علت به وجود آمدن آن است.

4. موجود ديگری (خالق) علت پديد آمدن آن هاست.

ادامه نوشته