فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ الَّيْلُ رَءَا كَوْكَباً قَالَ هَذَا رَبِّى فَلَّمَا أَفَلَ قَالَ لَا اُحِبُّ الْأَفِلِينَ‏

پس چون شب بر او پرده افكند ستاره ‏اى ديد، گفت: اين پروردگار من است. پس چون غروب كرد، گفت: من فنا پذيران را دوست ندارم. (انعام 76)

   هدف حضرت ابراهيم عليه السلام از جمله ی "لَا اُحِبُّ الْأَفِلِينَ؛ من نابودشوندگان را دوست ندارم" تفهيم اين نكته بود: چيزی كه برای انسان باقی نمی مانَد و از نظر او غايب می شود، شايسته نيست كه انسان به آن دل ببندد. معبود بايد كسی باشد كه انسان بشكل فطری او را دوست داشته باشد.

اين برهان بگونه ای است كه تمامی اقشار مردم، خواص و عوام، آن را می فهمند و از سوی ديگر عام و فراگير است؛ زيرا غروب يعنی زوال هر چيزی پس از وجودش، و اين معنا درباره ی همه ی موجودات صادق است.