وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلٌّ مِّنْ عِندِ اللَّهِ...

مَّآ أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَآ أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ...

اگر به آنان (منافقان) نیكى و پیروزى برسد، مى ‏گویند: این از سوى خداست، و اگر بدى به ایشان رسد، مى ‏گویند: این از جانب تو است. بگو: همه چیز از سوى خداست.

(اى انسان!) آنچه از نیكى به تو رسد از خداست و آنچه از بدى به تو برسد از نفس توست. (نساء 78 و 79)

پرسش: چرا در آيه ی اول همه ی خوبی ها و بدی ها به خدا نسبت داده شده، ولی در آیه ی دوم فقط خوبی ها؟

پاسخ: اگر بدی ها را تجزیه و تحلیل کنیم، می بینیم که دارای جنبه های مثبت و منفی هستند و همین جنبه ی منفی آن است که قیافه ی سیئه (گناه و بدی) به آن می دهد و به شکل "زيان نسبی" در می آورَد.

   برای مثال انسانی که بوسیله ی سلاح گرم یا سرد، بی گناهی را به قتل می رسانَد، مسلّماً مرتكب كار زشتی شده است؛ در ميان عوامل وجود اين كار: قدرت و فكر انسان، قدرت اسلحه، نشانه گيری صحیح، استفاده از فرصت مناسب، تاثير و قدرت گلوله و... جنبه های مثبت قضیه است؛ زيرا همه ی آن ها اگر درمورد خود بکار روند می توانند مفید باشند. تنها جنبه ی منفی قضیه این است که در غیر مورد خود بکار رفته اند.

   بنابراین تمام منابع قدرت، حتی قدرت هایی که از آن سوء استفاده می شود، از ناحيه ی خداست و سرچشمه ی قسمت های مثبت و سازنده اوست و اگر در آیه ی دوم، "سيّئات و بدی ها" به مردم نسبت داده شده اشاره به همان سوء استفاده ها و جنبه های منفی قضیه دارد. نظیر پدری که به فرزند خود سرمایه ای بدهد و او بجای ساختن خانه ی خوب، آن را در راه مواد مخدّر بكار اندازد، شكی نیست که او از نظر اصل سرمایه مدیون پدر است، ولی از نظر سوء استفاده خودش مقصّر است.